آسمانه چشم من پر ستاره دور شد از پیشه چشمم ماه پاره
آن همه سعی و تلاشم ماند به راه حق دارد هر کسی گوید به من آواره
در دلم حسرت صبح و در چشم اشک بهاری هیج کدوم فایده نداره نه آه نه گریه زاری
شدم مثل یه آدمی که روی اب غوطه وره و می دونه که تا چند دقیقه اب میکشدش پاین و غرق می شه
زندگیم مثله یه چینی کریستال رو هواست و بلاخره می خوره زمین و چند تیکه میشه کریستاله داره میاد طرفه زمین اول کارم و از دست دادم بد دانشگاهم رو از ۱ آدم پر کار تبدیل شدم به الافه بیکار تو ۱۵ روز از ۱ پسر ایده ال تبدیل شدم به ۱ الاف بیکار
خدا آخر عاقبتم و به خیر کنه
******علی******
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387 توسط علی و نانا
در عشق چنان مسته تمنای تو هستم
که پیر و جوان همه گویند که مستم
اما ندانند که نیست باده به دستم
من مست شدم ز نسیم کوی یارم
از موحبته داشتنش سجده بر خاک دارم
دانم که این عشق خدایست از تو ای خدا سپاسگزارم
گلم این شعرو واسه تو گفتم ایشالا همیشه تو گل باشی و من گلدونت
دوست دارم دیوونه




******علی******
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 توسط علی و نانا
قدرت در جسم تو نیست در فکر توست پس پرواز کن که بالا بودن حق توست
و خدا را سپاس کن به خاطره تمامه پاکی ها و زیبای های که درونه توست
من خدا را سپاس میگویم برای داشتنه تو
برای بودنه در کناره تو برای دوست داشتنه تو و خدا شاد میشود
از این همه زیبای و پاکی که تو یکجا داری






.JPG)
******علی******
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387 توسط علی و نانا
تو این دو راهی که پیشه رومه راه رسیدن بگو کدومه
میگی تو این جاده میمیری من از خدامه آرزومه
******علی******
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 توسط علی و نانا
سال ۱۳۸۶ هم تموم شد سالی پر از خاطرات تلخ و شیرین که من و تو (نه الان دیگه ما هستیم)
با هم داشتیم که بیشترش ۹۹٪ اون شیرینی بود
و من تو هر لحظه اش عشقم نسبت به تو بیشتر و بیشتر می شد (و هنوز هم می شه)
تو تمام عمرم فکر نمی کردم خدا اونقدر دوسم داشته باشه که ۱ فرشته بهم بده
و الان که این فرشته رو ۱سال و ۲ ماه که دارم و می خوام عید رو بهش تبریک بگم این عید عیدی که ما همش رو با هم بودیم و هر روز به هم نزدیک تر شدیم
گلم عیدت مبارک

خدا یا این دعای ساله نومه:
عشقم رو با نفسم آمیخته کن که اگه عشقم نبود من هم نباشم 
الاهی آمین

******علی******
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 توسط علی و نانا
ساده بیا دسته منو بگیر و
ساده نگیر این همه سادگی رو
ساده نگیر اگه هنوز میتونی
پای همه سادگیهات بمونی

ای خدا دلم براش تنگ شده من نانای خودم میخوام
******علی******
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط علی و نانا
لالالالا تو که خوابی امشب مهمونه مهتابی
لالالالا تو که خوبی،شبت مثل روزای آفتابی
لالالالا میگم برات بازم آخه شده عادت دیرینم
شاید امشبم بگی دوسم داری تا باز ببوسمت با بیتابی
مامان جونم چرا میگن رفتی سفر تو که آروم خوابیدی
خاله داره دروغ میگه که خواب بودم اصلا تو منو ندیدی
تا صبح شده کناره تختت ساکت و آروم می شینم
تا که بیدار بشی بگم برام نخود چی خریدی؟؟؟
تو هم منو بغل کنی بگی چقدر دوسم داری
تسلیت میگم گلم ایشالا غم آخرت باشه
******علی******
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 توسط علی و نانا

******علی******
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 توسط علی و نانا

به گریه نفرین به خنده سوگند
تنهای تنها بیکس تر از سنگ
دو دست خالی دو چشم زیبا
یه مرد تنها بادسته بسته با سینه تنگ
آواز می خونه برای چشمات چشمای قشنگ
میگه این سیب قرمز این عشقه زیبا
تقدیم به چشمات بانوی یک رنگ
******علی******
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 توسط علی و نانا

من و تو به هم می رسیم این خیاله منــــه
وقتی تو رو دارم می شم بی خیاله همه 
******علی******
نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386 توسط علی و نانا
واقعا خیلی دوست داشتم تو نوشتن این وبلاگ با عشقم سهیم باشم
و الان اینجام و از این بابت نمیدونی چقدر خوشحالم
عاشقتم از همون روز اول که دیدمت عاشقت شدم یعنی ۳ سال پیش
از اون موقع میخواستم مال من باشی و الان هم بعد از یک سال و اندی عشقم بینهایت برابر شده
کاش می شد احساس رو با کلمات بیان کرد
کاش می شد قلبم از سینه بیرون می اومد میگفت برای تو و برای بودنه با تو میزنه
تو اگه منو تو زندگیت راه نمی دادی هیج وقت نمی فهمیدم خدا بعضی از فرشته هاش رو میفرسته زمین
تا بعصی از بنده هاش رو از تنهای و پوچی و غرق شدن تو منجلاب زندگی نجات بده
عشقه من عشقه من عشقه من
رویاهام رو بر آورده کردی فرشته زیبای زندگی من 
آرزوم فدای تو شدنه 
دنیام فقط برای با تو بودنه
رویام در کناره تو بودنه
خدایا هیچوقت عشقمو حتی یک لحظه هم از من جدا نکن وگر نه طاقت نمیارم و واسه التماس میام پیشه خودت به حرمت اشک عاشقا قسم
******علی******
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 توسط علی و نانا