دلت شاد و لبت خنـدان
برایت عمر جاویـــــــدان
تنت سالم سرایت سبز
برایت زندگی آســـــــان
گل قشنگم واقعا از صمیم قلب خوشحالم که برای دومین بار سال نو رو به این امید شروع می کنم که با تو , برای تو و با همدلی و همراهی تو زندگی کنم . 
تو این سالی که گذشت لحظه ای رو از فکرت غافل نبود . ثانیه ای نبوده که به یادت نباشم و می دونم که تو هم دست کمی از من نداشتی مهربونم .

بهترینم ... برای تمام مهربونی هات ازت ممنونم ... برای تک تک ثانیه های حضورت ازت ممنونم ...
ممنونم که حتی لحظه ای تنهام نذاشتی ... برای بودنت و برای این که می دونم می مونی ممنونم .
برای این که هیچ وقت نخواستی و نتونستی منو ناراحت ببینی ازت ممنونم ... توی یک کلمه به خاطر این که این همه خوبی ازت ممنونم . 
توی این سال جدید از خدا برای چند تا خواسته دارم که زیادم هستن :
اول : به تمام آرزوهات برسی
دوم: بهترین ها برای تو
سوم : لیاقت داشتن فرشته ای مثل تو رو داشته باشم .
چهارم: کنارم باشی تا همیشه
پنجم : یه خونه ی همیشگی تو قلبم برای تو و یه خونه ی همیشگی تو قلبت برای من
عیدت مبارک گل خوشگلم

******نانا******
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 توسط علی و نانا
سال ۱۳۸۶ هم تموم شد سالی پر از خاطرات تلخ و شیرین که من و تو (نه الان دیگه ما هستیم)
با هم داشتیم که بیشترش ۹۹٪ اون شیرینی بود
و من تو هر لحظه اش عشقم نسبت به تو بیشتر و بیشتر می شد (و هنوز هم می شه)
تو تمام عمرم فکر نمی کردم خدا اونقدر دوسم داشته باشه که ۱ فرشته بهم بده
و الان که این فرشته رو ۱سال و ۲ ماه که دارم و می خوام عید رو بهش تبریک بگم این عید عیدی که ما همش رو با هم بودیم و هر روز به هم نزدیک تر شدیم
گلم عیدت مبارک

خدا یا این دعای ساله نومه:
عشقم رو با نفسم آمیخته کن که اگه عشقم نبود من هم نباشم 
الاهی آمین

******علی******
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 توسط علی و نانا
ساده بیا دسته منو بگیر و
ساده نگیر این همه سادگی رو
ساده نگیر اگه هنوز میتونی
پای همه سادگیهات بمونی

ای خدا دلم براش تنگ شده من نانای خودم میخوام
******علی******
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط علی و نانا
لالالالا تو که خوابی امشب مهمونه مهتابی
لالالالا تو که خوبی،شبت مثل روزای آفتابی
لالالالا میگم برات بازم آخه شده عادت دیرینم
شاید امشبم بگی دوسم داری تا باز ببوسمت با بیتابی
مامان جونم چرا میگن رفتی سفر تو که آروم خوابیدی
خاله داره دروغ میگه که خواب بودم اصلا تو منو ندیدی
تا صبح شده کناره تختت ساکت و آروم می شینم
تا که بیدار بشی بگم برام نخود چی خریدی؟؟؟
تو هم منو بغل کنی بگی چقدر دوسم داری
تسلیت میگم گلم ایشالا غم آخرت باشه
******علی******
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 توسط علی و نانا

******علی******
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 توسط علی و نانا

به گریه نفرین به خنده سوگند
تنهای تنها بیکس تر از سنگ
دو دست خالی دو چشم زیبا
یه مرد تنها بادسته بسته با سینه تنگ
آواز می خونه برای چشمات چشمای قشنگ
میگه این سیب قرمز این عشقه زیبا
تقدیم به چشمات بانوی یک رنگ
******علی******
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 توسط علی و نانا

من و تو به هم می رسیم این خیاله منــــه
وقتی تو رو دارم می شم بی خیاله همه 
******علی******
نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386 توسط علی و نانا
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آنچنان محو که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز مژگان تو قدر مژه بز هم زدنی
من این شعر خوب یادمه . یادش افتادم نوشتمش که یه لحظه برت گردونم به خاطرات .
دوست دارم عزیزترینم .
دوست دارم . 
====> این واسه این لپت
====> این واسه اون لپت
====> اینم واسه اون لبای نازت

******نانا******
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 توسط علی و نانا
واقعا خیلی دوست داشتم تو نوشتن این وبلاگ با عشقم سهیم باشم
و الان اینجام و از این بابت نمیدونی چقدر خوشحالم
عاشقتم از همون روز اول که دیدمت عاشقت شدم یعنی ۳ سال پیش
از اون موقع میخواستم مال من باشی و الان هم بعد از یک سال و اندی عشقم بینهایت برابر شده
کاش می شد احساس رو با کلمات بیان کرد
کاش می شد قلبم از سینه بیرون می اومد میگفت برای تو و برای بودنه با تو میزنه
تو اگه منو تو زندگیت راه نمی دادی هیج وقت نمی فهمیدم خدا بعضی از فرشته هاش رو میفرسته زمین
تا بعصی از بنده هاش رو از تنهای و پوچی و غرق شدن تو منجلاب زندگی نجات بده
عشقه من عشقه من عشقه من
رویاهام رو بر آورده کردی فرشته زیبای زندگی من 
آرزوم فدای تو شدنه 
دنیام فقط برای با تو بودنه
رویام در کناره تو بودنه
خدایا هیچوقت عشقمو حتی یک لحظه هم از من جدا نکن وگر نه طاقت نمیارم و واسه التماس میام پیشه خودت به حرمت اشک عاشقا قسم
******علی******
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 توسط علی و نانا