سلام عزیز دلم . چطوریایی عشق قشنگم ؟
بهترینه من ... دیروز (۶/۱۱/۸۶) یکی دیگه از بهترین روزهای زندگی من با تو رقم خورد . تویی که همیشه بهترین روزای زندگیم رو می سازی . گل من , دیروز اولین سالگرد دوستی من و تو بود . یعنی یک سال از روزی که خداوند بهترین هدیه رو به من داد گذشت . عجب سالی با هم داشتیم . خاطره ها یکی یکی از جلوم رد می شن . اون پارکه ... ساعت 10 شب زنگ زدم ... و.... تولد شیرین ودیشب ... اولین ساگرد دوستیمون خیلی خوش گذشت ... اومدی دنبالم و رفتیم کیک خریدیم . از اونجایی که من و تو پت و مت تشریف داریم تازه یادمون اومد کیک رو با دست نمی شه خورد و باید بریم ظرف بگیریم .ظرف یک بار مصرف گرفتیم و رفتیم همون پارکی که یک سال پیش بعد از سه سال اشنایی از رو رفتی همونجا کیک خوردیم و کلی خوش گذروندیم . بعد هم رفتیم و با هم شام خوردیم . جایی که مامان و بابای تو وقتی با هم دوست بودن می رفتن بابت همه چیز ازت ممنونم عزیزترینم . سلیقه ی تو واقعا حرف نداره . هدیه های قشنگت عالی بودن . کلی شرمنده ام کردی . خلاصه سالگردمون کلی مبارکه ازت ممنونم که این یک سال تو هر شرایطی همراهیم کردی . عشقمو پذیرفتی . اشتباهاتمو بخشیدی . به من محبت کردی . همدمم و تنها کس من بودی . خیلی دوست دارم . خیلی خیلی زیاد ختم کلام ******نانا******![]()
... ولنتاین![]()
... شمال
... بیرون رفتنا
... اولین باری که قرار بود بیای خونه ی ما و با مامان و بابای من رو به رو بشی
... تولد تو ![]()
![]()
... کشتی گرفتنا....![]()
![]()
تولد من که کلی خجالتم دادی![]()
و هزارتا خاطره ی قشنگ دیگه ...
... یه خاطره خیلی خیلی خوب دیگه ... 
و بلاخره پیشنهاد دوستی دادی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وقتی خواستیم برگردیم ماشین روشن نمی شد . با این که کلی تو ماشین موندیم تا ساقی اومد و درستش کردیم و برگشتیم ولی توی ماشین هم کلی خوش گذشت . سرت و گذاشته بودی رو پاهای من و چشمای نازت رو بسته بودی .
دوست داشتم هزار بار بوست کنم . آخ که اگه بدونی چه قدر برام عزیزی ...
دوست دارم . 
====> این واسه این لپت
====> این واسه اون لپت
====> اینم واسه اون لبای نازت
یک سالگیه عشقمون مبارک
نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386 توسط علی و نانا

