سلام . خوبی زندگی من ؟
علی جونم دلم برات انقدر تنگ شده که دلم می خواد همین الان بیام بغلت کنم و محکم بوست کنم 
شیطون کوچولو تو چی کار کردی با این دل من که همش بهونت می گیره؟ یه لحظه هم آروم نمی شه .
دوست دارم همیشه کنارت باشم . امروز به هر چی درس و مدرسست فحش میدادم . بابا من به کی بگم من دلم علی می خواد . دوست دارم جمعه برم پیش علی جونم نه این که بشینم فیزیک و شیمی بخونم .
علــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ....
دوست دارم دیووووووووووووووووووووووووووونه
جوجویی یادت نره همه ی زندگی منیا .
هــــــــــــــــــــــــــی روزگار ... نمی تونم که واقعا" بیام پیشت بازم باید مثل همیشه تو خیالم بغلت کنم و لحظه شماری کنم واسه دوشنبه . دلم می خواد همیشه پیشم باشی نه فقط یکی دو روز تو هفته . دست خودم نیست اخه خوب چی کار کنم. ببینم تو هم این حس رو داری ؟(راست بگیا
)
دوست دارم . 
ختم کلام
====> این واسه این لپت
====> این واسه اون لپت
====> اینم واسه اون لبای نازت
******نانا******
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386 توسط علی و نانا
سلام علی جونم .
گل من تعجب نکن . من همیشه باهات راحت بودم و هستم . حرفام رو هم همیشه می تونم مستقیما" به خودت بگم . ولی نمی دونم چرا یهو دلم خواست بعضی از این حرف هارو ثبت کنم . می خوام یادگار بمونه . حیف این خاطره های قشنگ من و توئه که ثبت نشن . عزیزم من این جا اصلا برام نظراتی که ممکنه بعدا" بقیه بدن مهم نیست . اگرهم نظرهارو باز میذارم واسه اینه که شاید تو یه موقعی بخوای اینجا چیزی بگی .
بهترینم , زندگی من , من اینجا فقط و فقط از تو و برای تو می نویسم . از مهربونی هات , از دلسوزی هات , از خندیدن ها و شادی هات و حتی از غم ها و عصبانیت ها و دلخوری هات ( البته امیدوارم هیچ وقت در مورد این مسائل اخر چیزی ننویسم
چون همیشه همه ی تلاشم این که تو رو از خودم نرنجونم )
می خوام داد بزنم , دوست دارم همه ی دنیا بدونن , اهای ادما همتون بدونین . این پسره همه ی زندگی منه . این گل پسر عشق و وجود و هستی منه . من براش حاضرم جون بدم . یه تار موی اونو به کل دنیا با شادی ها و غم هاش نمی دم
.
جوجو جونم . خودت بهتر از هر کسی می دونی که واست می میرم . برای خودت و خنده هات و بوسه هات و بغلت دلم ضعف می ره 
.
دوست دارم . 
ختم کلام
====> این واسه این لپت
====> این واسه اون لپت
====> اینم واسه اون لبای نازت
******نانا******
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 توسط علی و نانا
نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386 توسط علی و نانا