دست و دستار دل و دلدار پرده بردار از این راز که مرا بر سر قله بری یا بر سر دار مطمئنم که هرگز به تو نگویم خدا نگهدار
۱ سال بزرگتر شدم شاید بچه تر از دیروز با همان عشق با همان ترس با همان درس میرویم به پیش مثال سربازی که در جنگ فرمان حمله را شنیده و فقط به جلو می رود بدون حتی ۱ نگاه به پشت سر با همان دلهره و بیتابی
تولدم مبارک
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 توسط علی و نانا
ولن و ولن ولندون کی عاشقه علی جون 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 توسط علی و نانا
دیروز از بهترین روزهای عمر من بود
عشقمون دوسالش تموم شد هورااااااااااا
تولد عشقمون مبارک 
عزیز دلم دیروز با یه سبد گل و یه کادوی ناز و یه کیک خوشگل اومد خونمون
کلی گفتیم و خندیدم و خوش گذروندیم
شام رو هم گلم با دستای خودش درست کرد . قربونش برم الهی
چیپس و پنیرش رو دست نداشت
انقدر خوش گذشت که من اصلا" تو حال خودم نبودم از خوشحالی 
گل نازم این روزهای قشنگ رو حضور تو می سازه .

تا همیشه عاشقتم
خدا همه ی عاشقا رو به هم برسونه و عشق ما رو هم به ۱۲۰ سالگی برسونه
آمین
***نانا***

نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387 توسط علی و نانا
معنای زنده بودن من با تو بودن است
نزدیک.دور
سیر.گرسنه
رها. اسیر
دلتنگ.شاد
آن لحظهای که بی تو سر آید مرا مباد
در راه سر افرازی تو. در کنار تو مفهوم زندگی است

معنای عشق نیز با تو همیشه با تو برای تو زیستن است 









*** علی***
نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387 توسط علی و نانا
امروز ۱ شلواره خیلی ناز از عشقم کادو گرفتم
اگه مناسبت شو گفتین؟ 
آره ۱ ساله دیگه هم داره تموم میشه داریم میریم تو ۳ سال باورتو میشه؟
هر کی این نوشته منو میخونه به احترامه عشق واسه ۱۰۰ ساله شدنش دعا کنه
عسله من کیه ؟ خوشکله من کیه ؟عشقه من کیه؟خانومه من کیه؟نانای من کیه؟ اون که واسش میمیرم کیه ؟











***علی***
نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387 توسط علی و نانا
از دست تو نیست دل من از گریه پره
مثل تو طاقت نداره
واسه تو هردم می باره
دیگه اشکای من طاقت موندن ندارن
نباشی بی تو باز می میرن می ریزن
بی تو هر دم می بارن
تو تموم دنیامی
تو تموم حرفامی
تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی
یه ستاره داره چشمک می زنه از آسمون
داره دلمو می بره , می بره بی نام و نشون
اون ستاره همون چشمای تو , تو آسمون
داره پرپر می زنه دلم واسه دیدن اون
گلم این شعر برای من یاد آور روزهای رویایی گذشته است . یادمه خیلی دوسش داشتی . بهم گفتی یه هفته ست با این آهنگ می خوابم . البته اون موقع قلب مهربونت هنوز مال من نبود
پی نوشت نامربوط : همیشه شنیدن صدای یه نفر و دیدنش دلیل بودن اون نیست . وقتی می بینی که انگار از احساست و از عاطفت سر در نیاورده با این که هم می بینیش هم صداشو می شنوی حس می کنی که نیست . یعنی تو باغ نیست . البته خیلی وقت ها این حس بد همیشگی نیست و برای کسی که عاشقه می تونه خیلی زود گذر هم باشه . طوری که خیلی زود دوباره از حضورش سرشار بشه . به شرطی که این حضور دوباره احساس بشه و نبودنه هم زود گذر باشه .
خیلی پرت و پلا و نامفهوم حرف زدم . خودم می دونم .
******نانا******

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 توسط علی و نانا
زندگی میگن برای ادماست اما خدایا بس که دنباله زندگی دویدیم بریدیم که
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 توسط علی و نانا
یادمه دوره بچگی ها رو دوره بازی و جشن و غصه رو
یادته تو قایم موشک همیشه آرزوم بود که پیدا کنم تو رو
یادته پیرهنه دیونگی رو باز تنم کردی و گفتی که نرو
یادمه بازی بچگی ها رو همیشه میگفتی دنبالم بدو
تو همونی سبز و ساده وقشنگ من تو دستم 1سبد گل رنگرنگ
ما هنوزم تو اون کوچه عاشقیم آروم تو دستمو گرفتی که بدو
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387 توسط علی و نانا
شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست
اگر روزي دشمن پيدا کردي بدون در رسيدن به هدفت موفق بودي.اگر روزي تهديدت کردن بدون در برابرت ناتوانند. اگر روزي خيانت ديدي بدون قيمتت بالاست. اگر روزي ترکت کردند بدون با تو بودن لياقت ميخواد
هيچ وقت راز دلت رو به چشمات نگوچون گريه ميکنه و راز نگهدار نيست
زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من ،زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر...
ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن.
وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه


نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387 توسط علی و نانا
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387 توسط علی و نانا
تن رود همهمه ی عمر , من پر از وسوسه ی خواب
واسه رویای رسیدن , من بی حوصله بی تاب
میون باور و تردید , میون عشق و معما
با تو هر نفس غنیمت , با تو هر لحظه یه رویا
با تو پر شور و نشاطم , تو هیاهوی نگاتم
تو یه آواز قشنگی , من تو آهنگ صداتم
مثل خنده رو لباتم , مثل اشک رو گونه هاتم
تو رو می بوسم و انگار شاعر شعر چشاتم
دشت پونه های وحشی رنگ التماس و خواهش
موج خاکستری باد , شعله ی گرم نوازش
بیا گل واژه ی عشق رو با تو هم صدا بخونم
تو رو دوست دارم و ای کاش تا ابد با تو بمونم
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387 توسط علی و نانا
خانه دوست کجاست چه کسی گفت که او در بالاست ؟ خدا در نزدیکی توست اینجاست مثله 1 قطره اشک مثل ان جرگه خون در رگهاست من به این میبالم ای انسان که معشوقه تو در همه حال با تو همراست
خوش به حاله انسان 
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 توسط علی و نانا
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 توسط علی و نانا
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 توسط علی و نانا
توی چشمات پر رمز پر معنی اون زبونی که میگه منو دوست داری یعنی

بوسه يعني وصله ي شيرين دو لب...
بوسه يعني مستي از مشروب عشق...
بوسه يعني لذت دل دادگي...
لذت از شب . لذت از ديوانگي...
بوسه يعني حس خوبه طعم عشق...
طعم شيريني به رنگ سادگي...
بوسه يعني آغازي براي ما شدن...
لحظه اي با دلبري تنها شدن...
بوسه سرفصله کتاب عاشقي...
بوسه رمز وارد دلها شدن...
بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني عشق من با من بمان...


از شعرش خوشم اومد میدونم مال خوده خودمی 
******علی******
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 توسط علی و نانا
او دستهای مرا بالا برد برای دعا من دستهایم را سریع پشتم قایم کردم و آرام گریه کردم... من گلی ندارم برای پیش کش
گله رویت را با چشمانم آبیاری کردم تا باشد پیشکشی برای خدا . برای بر آورده شدنه دعاهایم که هر چه خوبیست برای تو وبهترین همراه بودن برای من
آمین 







******علی******
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 توسط علی و نانا
به من نگاه کن واسه ی یه لحظه * نگات به صد تا آسمون می ارزه
(نگاه مهربونت خیلی بیش تر از اینا می ارزه)
من از خدامه بکشم نازتو * تا بشنوم یک لحظه آواز تو
(نازت خریدار داره فدات شم )
من از خدامه بمونی کنارم * من که به جز تو کسی رو ندارم
(خودتم می دونی تنها امیدمی تو زندگی )
من از خدامه که نباشه دوری * فقط دلم می خواد بگی چه جوری
(ازت راهنمایی می خوام . باید کمکم کنی تا خطا نکنم )
من از خدامه که یه روز دعامون * بره تو آسمون پیش خدامون
(خدا جون خودش کمکمون می کنه )
به عشق این که بعد اون همه درد * خدا یه بار نگاهی هم به ما کرد
خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خیلی دوست داره . خدا رو دوست دارم چون عاشقو تنها نمی ذاره

******نانا******
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط علی و نانا
گاهی دردها را نمی توان گفت و تو فقط می توانی شبها به یاده آنها قطره اشکی بریزی و در تمامه مدت روز به به آنها فکر کنی .به چیزهای که تو را آزار میدهد و ان وقت نمی توانی کاری انجام بدهی نمیتوانی محبت کنی .نمی توانی....و ان روز که دردها فراموش شوند دردهای جدیدی میاید و تو به انتظار شادی هایی که هرگز نخواهد امد باز به دردها و چیز های از دست رفته فکر میکنی
شاید وقتی دیگر شاید باری دیگر به رقص دراید شادی سودا گر
******علی******
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط علی و نانا
عزيز دلم سلام . دلم برات يه ذره شده . دارم ديوونه مي شم از دوريت . واقعا همش حس كسي رو دارم كه عزيزترين كس خودشو گم كرده فدات شم . 
دارم مي ميرم از دوريت. خيلي دوست دارم . كاش اين يه هفته رو قرار نمي زاشتيم . حتي تحمل يه روزش سخته . 
دلم برات تنگ شده جونم ... مي خوام ببينمت نميتونم ...
بوووووووووووووووووس .
ممنونم از پستهاي قشنگت فدات شم . زندگيمي به خداااااااااااااااا









******نانا******
نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 توسط علی و نانا
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 توسط علی و نانا
من خودم اینجا غریبم جز تو هیچکی رو ندارم
گل من تحملم کن که ۱ کم دووم بیارم
توی لحظه های دلگیر این تو خاطرت بمونه
که همون ۱ قطره اشکت زندگیمو میسوزونه
******علی******
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 توسط علی و نانا
یه دل میگه برم برم یه دلم میگه نرم نرم طاقت نداره دلم دلم بی تو چه کنم 
واقعآ من بی تو میمیرم من بی تو هیچی نیستم بدون حمایتهای تو محبتهای تو بدون عشقه تو من میمیرم نابود میشم مگه خدا ۱ فرشته رو که واسه نجاته آدم میفرسته پس می گیره ؟
فرشته قشنگم امیدم تو رو قسم به عشق نرو با من بمون
دوست دارم عاشقتم به خدااااااااااااا



کنارم بخوابو به دورم بتابو....
عاشقم من عاشقی بی قرارم کس ندارد خبر از دله زارم آرزویی جز تو در سر ندارم
******علی******
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 توسط علی و نانا

******علی****
نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387 توسط علی و نانا
آسمانه چشم من پر ستاره دور شد از پیشه چشمم ماه پاره
آن همه سعی و تلاشم ماند به راه حق دارد هر کسی گوید به من آواره
در دلم حسرت صبح و در چشم اشک بهاری هیج کدوم فایده نداره نه آه نه گریه زاری
شدم مثل یه آدمی که روی اب غوطه وره و می دونه که تا چند دقیقه اب میکشدش پاین و غرق می شه
زندگیم مثله یه چینی کریستال رو هواست و بلاخره می خوره زمین و چند تیکه میشه کریستاله داره میاد طرفه زمین اول کارم و از دست دادم بد دانشگاهم رو از ۱ آدم پر کار تبدیل شدم به الافه بیکار تو ۱۵ روز از ۱ پسر ایده ال تبدیل شدم به ۱ الاف بیکار
خدا آخر عاقبتم و به خیر کنه
******علی******
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387 توسط علی و نانا
شب پُر از ترانه می شه با تو
قصّه عاشقانه می شه با تو
باغ ِ پاییزی ِ تنهایی ِ من
باغ ِ پر جوانه می شه با تو
با تو از خاطره ها سرشارم
با تو تا آخر ِ شب بیدارم
عشق ِ من! دستِ تو یعنی خورشید
گرمی ِ دست ِ تو رُ کم دارم
با تو بودن، با تو موندن، با تو رفتن آرزومه
هر جا باشی، هر جا باشم، چشمای تو رو به رومه
پُرم از حس ِ رسیدن با تو
عاشق ِ ستاره چیدن با تو
همه قصه ها به آخر رسیدن
ناتمومه قصّه ی من با تو
با تو می شه شب ِ تاریک ُ شکست
می شه تا همیشه چشم به رات نِشست
با تو می شه زندگی ر ُ دوره کرد
دل به لحظه های تنهایی نبست
با تو بودن، با تو موندن، با تو رفتن آرزومه
هر جا باشی، هر جا باشم، چشمای تو روبه رومه
(یغما گلرویی)
******نانا******
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 توسط علی و نانا
در عشق چنان مسته تمنای تو هستم
که پیر و جوان همه گویند که مستم
اما ندانند که نیست باده به دستم
من مست شدم ز نسیم کوی یارم
از موحبته داشتنش سجده بر خاک دارم
دانم که این عشق خدایست از تو ای خدا سپاسگزارم
گلم این شعرو واسه تو گفتم ایشالا همیشه تو گل باشی و من گلدونت
دوست دارم دیوونه




******علی******
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 توسط علی و نانا
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
امروز قشنگترین روز خداست .
امشب شب تولد تک گل زندگیمه . خدای خوب من ۲۴ سال پیش یعنی ۲۶/۲/۱۳۶۳ این آفریده ی گل و پاکش و فرستاد رو زمین . علی قشنگ من اومدی و ۵/۱ پیش تمام زندگیه منو عوض کردی . نفس من یه سال بزرگتر شدی . الهی فدات بشم من . تمموم زندگیمی به خدا . آآآآآآآآآهـــــــــاااااااااااااااای امروز تولد زندگی منـه.
قشنگترینم ... بهترینم ... مهربونترینم .... خیلی دوست دارم .
تولدت کلی مبارکه ...
امیدوارم ۱۲۰ ساله بشی گل نازم . 
(به امید روزی که اولین کسی که روز تولدت تا از خواب بیدار شدی بوست کنه و بهت تبریک بگه من باشم )
تولد تولد تولدت مبارک ... مبارک مبارک تولدت مبارک






اینم کیک تولدت جیگملم

فعلا از این جا تنها کادویی که می تونم بهت بدم احساسم و یه بوس از راه دوره
خیلی دوست دارم مهربونم

******نانا******
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 توسط علی و نانا
تو همیشه با منی توی رنج و سختیهام
توی دلتنگیا و تو همه خستگیام
توی شادی های من تو فقط داری حضور
توی تاریکی غم تویی تنها مثل نور
همیشه کنارمی ای تو خوب مهربون
گل من همینجوری تا ابد باهام بمون
بهترین یار رو زمین
تو فقط خوبی همین
اونی که تو رو واسم فرستاده
می دونم بد بودنو به قلب تو یاد نداده
از تو گفتن خیلی سخته گل من
پیش خوبیت کم میاره شعرمن
وقتی که یه خار بره تو پای تو
می میره این عاشق شیدای تو
صد دفعه زنده می شه باز می میره
تا بتونه غمو از تو بگیره
گل خوشگلم ... من دوست دارم تو رو همیشه شاد و خوشحال ببینم . دوست ندارم الان که خودت از کارا و درسات خسته ای نگرانیت برای من به دغدغه هات اضافه بشه .
عزیز دلم من وقتی تو رو شاد می بینم هیچ غمی ندارم . حالا هم که مشکل من جدی نیست . خدا رو شکر نه دو تا مشکل جسمیم زیاد مهمه نه مشکل روحیم خیلی حاده . پس گل نازم انقدر خودتو برای من ناراحت نکن . دوست دارم مهربونم 


******نانا******
نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 توسط علی و نانا
قدرت در جسم تو نیست در فکر توست پس پرواز کن که بالا بودن حق توست
و خدا را سپاس کن به خاطره تمامه پاکی ها و زیبای های که درونه توست
من خدا را سپاس میگویم برای داشتنه تو
برای بودنه در کناره تو برای دوست داشتنه تو و خدا شاد میشود
از این همه زیبای و پاکی که تو یکجا داری






.JPG)
******علی******
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387 توسط علی و نانا
تو این دو راهی که پیشه رومه راه رسیدن بگو کدومه
میگی تو این جاده میمیری من از خدامه آرزومه
******علی******
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 توسط علی و نانا