تبليغاتX
لحظه های با تو بودن
تولدت مبارک عزیزم

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

امروز قشنگترین روز خداست .

امشب شب تولد تک گل زندگیمه . خدای خوب من ۲۴ سال پیش یعنی ۲۶/۲/۱۳۶۳ این آفریده ی گل و پاکش و فرستاد رو زمین . علی قشنگ من اومدی و ۵/۱ پیش تمام زندگیه منو عوض کردی . نفس من یه سال بزرگتر شدی . الهی فدات بشم من . تمموم زندگیمی به خدا . آآآآآآآآآهـــــــــاااااااااااااااای امروز تولد زندگی منـه.

 

قشنگترینم ... بهترینم ... مهربونترینم .... خیلی دوست دارم .

 تولدت کلی مبارکه ...

امیدوارم ۱۲۰ ساله بشی گل نازم .

 

(به امید روزی که اولین کسی که روز تولدت تا از خواب بیدار شدی بوست کنه و بهت تبریک بگه من باشم )

 

 

تولد تولد تولدت مبارک ... مبارک مبارک تولدت مبارک

 

 

اینم کیک تولدت جیگملم

 

 

 

فعلا از این جا تنها کادویی که می تونم بهت بدم احساسم و یه بوس از راه دوره

خیلی دوست دارم مهربونم

 

 

نوشته شده توسط نانا در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 21:52 | لينک ثابت |

تو همیشه با منی

تو همیشه با منی توی رنج و سختیهام
توی دلتنگیا و تو همه خستگیام
توی شادی های من تو فقط داری حضور
توی تاریکی غم تویی تنها مثل نور
همیشه کنارمی ای تو خوب مهربون
گل من همینجوری تا ابد باهام بمون

بهترین یار رو زمین
تو فقط خوبی همین

اونی که تو رو واسم فرستاده
می دونم بد بودنو به قلب تو یاد نداده
از تو گفتن خیلی سخته گل من
پیش خوبیت کم میاره شعرمن
وقتی که یه خار بره تو پای تو
می میره این عاشق شیدای تو
صد دفعه زنده می شه باز می میره
تا بتونه غمو از تو بگیره

گل خوشگلم ... من دوست دارم تو رو همیشه شاد و خوشحال ببینم . دوست ندارم الان که خودت از کارا و درسات خسته ای نگرانیت برای من به دغدغه هات اضافه بشه .
عزیز دلم من وقتی تو رو شاد می بینم هیچ غمی ندارم . حالا هم که مشکل من جدی نیست . خدا رو شکر نه دو تا مشکل جسمیم زیاد مهمه نه مشکل روحیم خیلی حاده . پس گل نازم انقدر خودتو برای من ناراحت نکن . دوست دارم مهربونم

 

 

                                  www.elisms.blogfa.com

نوشته شده توسط نانا در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 17:44 | لينک ثابت |


قدرت در جسم تو نیست در فکر توست پس پرواز کن که بالا بودن

حق توست و خدا را سپاس کن به خاطره تمامه پاکی ها و

 زیبای های

 که درونه توست من خدا را سپاس میگویم برای داشتنه تو

 برای بودنه در کناره تو  برای دوست داشتنه تو و خدا شاد

 میشود

از این همه زیبای و پاکی که تو یکجا داری  

www.shafaei.coo.ir

نوشته شده توسط نانا در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 0:37 | لينک ثابت |

خدایا بگذر

تو این دو راهی که پیشه رومه راه رسیدن بگو کدومه

میگی تو این جاده میمیری من از خدامه آرزومه

 

 

نوشته شده توسط نانا در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 2:40 | لينک ثابت |

ONLY SAY I LOVE YOU
 

نوشته شده توسط نانا در شنبه سوم فروردین 1387 ساعت 16:15 | لينک ثابت |

عیدت مبارک عزیزترینم

 

دلت شاد و لبت خنـدان

برایت عمر جاویـــــــدان

تنت سالم سرایت سبز

برایت زندگی آســـــــان

گل قشنگم واقعا از صمیم قلب خوشحالم که برای دومین بار سال نو رو به این امید شروع می کنم که با تو , برای تو و با همدلی و همراهی تو زندگی کنم .

تو این سالی که گذشت لحظه ای رو از فکرت غافل نبود . ثانیه ای نبوده که به یادت نباشم و می دونم که تو هم دست کمی از من نداشتی مهربونم .

 بهترینم ... برای تمام مهربونی هات ازت ممنونم ... برای تک تک ثانیه های حضورت ازت ممنونم ...
ممنونم که حتی لحظه ای تنهام نذاشتی ... برای بودنت و برای این که می دونم می مونی ممنونم .
برای این که هیچ وقت نخواستی و نتونستی منو ناراحت ببینی ازت ممنونم ... توی یک کلمه به خاطر این که این همه خوبی ازت ممنونم .

توی این سال جدید از خدا برای چند تا خواسته دارم که زیادم هستن :

اول : به تمام آرزوهات برسی

دوم: بهترین ها برای تو

سوم : لیاقت داشتن فرشته ای مثل تو رو داشته باشم .

چهارم: کنارم باشی تا همیشه

پنجم : یه خونه ی همیشگی تو قلبم برای تو و یه خونه ی همیشگی تو قلبت برای من

 

عیدت مبارک گل خوشگلم

 

 

نوشته شده توسط نانا در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 23:11 | لينک ثابت |


سال ۱۳۸۶ هم تموم شد سالی پر از خاطرات تلخ و شیرین که من و تو (نه الان دیگه ما هستیم) با هم داشتیم که بیشترش ۹۹٪ اون شیرینی بود و من تو هر لحظه اش عشقم نسبت به تو بیشتر و بیشتر می شد (و هنوز هم می شه) تو تمام عمرم فکر نمی کردم خدا اونقدر دوسم داشته باشه که ۱ فرشته بهم بده و الان که این فرشته رو ۱سال و ۲ ماه که دارم و می خوام عید رو بهش تبریک بگم این عید عیدی که ما همش رو با هم بودیم و هر روز به هم نزدیک تر شدیم

گلم عیدت مبارک

خدا یا این دعای ساله نومه:

عشقم رو با نفسم آمیخته کن که اگه عشقم نبود من هم  نباشم

الاهی آمین

 

 

نوشته شده توسط نانا در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 18:18 | لينک ثابت |

ساده بیا
ساده بیا دسته منو بگیر و

ساده نگیر این همه سادگی رو

ساده نگیر اگه هنوز میتونی

پای همه سادگیهات بمونی

ای خدا دلم براش تنگ شده من نانای خودم میخوام

 

 

نوشته شده توسط نانا در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 11:32 | لينک ثابت |


لالالالا تو که خوابی امشب مهمونه مهتابی

لالالالا تو که خوبی،شبت مثل روزای آفتابی

لالالالا میگم برات بازم آخه شده عادت دیرینم

شاید امشبم بگی دوسم داری تا باز ببوسمت با بیتابی

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

مامان جونم چرا میگن رفتی سفر تو که آروم خوابیدی

خاله داره دروغ میگه که خواب بودم اصلا تو منو ندیدی

تا صبح شده کناره تختت ساکت و آروم می شینم

تا که بیدار بشی بگم  برام نخود چی خریدی؟؟؟

تو هم منو بغل کنی بگی چقدر دوسم داری

 

 

تسلیت میگم گلم ایشالا غم آخرت

باشه

 

نوشته شده توسط نانا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 0:41 | لينک ثابت |


نوشته شده توسط نانا در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 22:47 | لينک ثابت |


به گریه نفرین به خنده سوگند

تنهای تنها بیکس تر از سنگ

 ۲ دسته خالی ۲ چشمه زیبا

۱مرد تنها بادسته بسته با سینه تنگ

آواز می خونه برای چشمات چشمای قشنگ

میگه این سیب قرمز این عشقه زیبا

تقدیم به چشمات بانوی یک رنگ

نوشته شده توسط نانا در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 22:5 | لينک ثابت |


عکس عاشقانه

 

 

من و تو به هم می رسیم این خیاله منــــه

وقتی تو رو دارم می شم بی خیاله همه

نوشته شده توسط نانا در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 15:22 | لينک ثابت |


                         گفته بودی که چرا محو تماشای منی ؟
                         آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنـی
                         مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نــــــرود
                         ناز مژگان کن تو قدر مژه بر هم زدنــی

من این شعر خوب یادمه . یادش افتادم نوشتمش که یه لحظه برت گردونم به خاطرات .

دوست دارم عزیزترینم .

                         

                             دوست دارم .

 

 ====> این واسه این لپت

 ====> این واسه اون لپت

 ====> اینم واسه اون لبای نازت

 

                      


 

نوشته شده توسط نانا در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت 22:25 | لينک ثابت |

من عشق را با تو دوست دارم

واقعا خیلی دوست داشتم تو نوشتن این وبلاگ با عشقم سهیم باشم

و الان اینجام و از این بابت نمیدونی چقدر خوشحالم

عاشقتم از همون روز اول که دیدمت عاشقت شدم یعنی ۳ سال پیش

از اون موقه میخواستم ماله من باشی و الان هم بعد از یک سال و اندی عشقم بینهایت برابر شده

کاش می شد احساس رو با کلمات بیان کرد

کاش می شد قلبم از سینه بیرون می اومد میگفت برای تو و برای بودنه با تو میزنه

تو اگه منو تو زندگیت راه نمی دادی هیج وقت نمی فهمیدم خدا بعضی از فرشته هاش رو میفرسته زمین

تا بعصی از بنده هاش رو از تنهای و پوچی و غرق شدن تو منجلاب زندگی نجات بده

عشقه من عشقه من عشقه من

رویاهام رو بر آورده کردی فرشته زیبای زندگی من

آرزوم فدای تو شدنه

دنیام فقط برای با تو بودنه

رویام در کناره تو بودنه

خدایا هیچوقت عشقمو حتی یک لحظه هم از من جدا نکن وگر نه طاقت نمیارم و واسه التماس میام پیشه خودت به حرمت اشک عاشقا قسم

 

نوشته شده توسط نانا در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 0:38 | لينک ثابت |

یک سالگیه عشقمون مبارک
سلام عزیز دلم . چطوریایی عشق قشنگم ؟

بهترینه من ... دیروز (۶/۱۱/۸۶) یکی دیگه از بهترین روزهای زندگی من با تو رقم خورد . تویی که همیشه بهترین روزای زندگیم رو می سازی .

گل من ,  دیروز اولین سالگرد دوستی من و تو بود . یعنی یک سال از روزی که خداوند بهترین هدیه رو به من داد گذشت .

عجب سالی با هم داشتیم . خاطره ها یکی یکی از جلوم رد می شن . اون پارکه ... ساعت 10 شب زنگ زدم ... و....

تولد شیرین... ولنتاین ... شمال ... بیرون رفتنا ... اولین باری که قرار بود بیای خونه ی ما و با مامان و بابای من رو به رو بشی ... تولد تو ... کشتی گرفتنا.... تولد من که کلی خجالتم دادی و هزارتا خاطره ی قشنگ دیگه ...

ودیشب ... اولین ساگرد دوستیمون ... یه خاطره خیلی خیلی خوب دیگه ... 

                     

خیلی خوش گذشت ... اومدی دنبالم و رفتیم کیک خریدیم . از اونجایی که من و تو پت و مت تشریف داریم تازه یادمون اومد کیک رو با دست نمی شه خورد و باید بریم ظرف بگیریم .ظرف یک بار مصرف گرفتیم و رفتیم همون پارکی که یک سال پیش بعد از سه سال اشنایی از رو رفتی و بلاخره پیشنهاد دوستی دادی

همونجا کیک خوردیم و کلی خوش گذروندیم . بعد هم رفتیم و با هم شام خوردیم . جایی که مامان و بابای تو وقتی با هم دوست بودن می رفتن وقتی خواستیم برگردیم ماشین روشن نمی شد . با این که کلی تو ماشین موندیم تا ساقی اومد و درستش کردیم و برگشتیم ولی توی ماشین هم کلی خوش گذشت . سرت و گذاشته بودی رو پاهای من و چشمای نازت رو بسته بودی .  دوست داشتم هزار بار بوست کنم . آخ که اگه بدونی چه قدر برام عزیزی ...

بابت همه چیز ازت ممنونم عزیزترینم . سلیقه ی تو واقعا حرف نداره . هدیه های قشنگت عالی بودن . کلی شرمنده ام کردی .

خلاصه سالگردمون کلی مبارکه 

ازت ممنونم که این یک سال تو هر شرایطی همراهیم کردی . عشقمو پذیرفتی . اشتباهاتمو بخشیدی . به من محبت کردی . همدمم و تنها کس من بودی .

خیلی دوست دارم . خیلی خیلی زیاد

       

 

 

                      دوست دارم .

                                               ختم کلام

 

 ====> این واسه این لپت

 ====> این واسه اون لپت

 ====> اینم واسه اون لبای نازت

نوشته شده توسط نانا در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 21:30 | لينک ثابت |

دوست دارم عزیزترینم
سلام عزیزترینم .
علی جونم خیلی دیشب افتادی تو زحمت . واقعا برای تولد من سنگ تموم گذاشتی گلم . من بهترین تولد زندگیم رو داشتم . هیچ وقت انقدر تولدم رو دوست نداشتم . خیلی من رو شرمنده کردی . نمی دونم چه جوری ازت تشکر کنم . من هیچ وقت نمی تونم زحمات تو رو جبران کنم . خیلی دوست دارم زندگیم .

از کادوهای خیلی قشنگتم واقعا" ممنونم . مامان و بابام هم که دیدن خیلی خوششون اومد . هی اون ها تعریف می کردن هی من ذوق می کردم . الهی قربونت برم یه دنیا ممنون . من هیچ وقت محبت های تو رو یادم نمی ره .

 

                      دوست دارم .

                                               ختم کلام

 

 ====> این واسه این لپت

 ====> این واسه اون لپت

 ====> اینم واسه اون لبای نازت

                    

          

نوشته شده توسط نانا در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 20:38 | لينک ثابت |

دوست دارم جیگملی
سلام عزیزترین عزیزم . خوبی ؟

علی جونم خیلی خوشحالم که فردا می بینمت . اخه با این که ۵ شنبه دیدمت ولی بازم دلم برات یه ذره شده . راستی ۵ شنبه خیلی خوش گذشت مگه نه ؟ عکس هایی که گرفتم خیلی با مزه شده بود . مامانم کلی خندید .

شب یلدا خیلی دلم می خواست پیش تو باشم گلم . حیف که نمی شد . کاشکی می شد شب یلدا دو تایی تنها تا صبح بیدار می موندیم . ولی چه رویای دور از واقعیتی . تو خونه ی خالت بودی منم داشتم هندسه و عربی می خوندم 

ولی جدی خیلی دلم می خواد یه شب تا صبح پیشت باشم . اگه این جوری بشه من یکی که تا صبح نمی خوابم . تو هم اگه بخوای بخوابی کور خوندی . نمی ذارم

قربونت برم من فقط موندم ایام امتحانای تو و خودمو چه جوری باید دووم بیارم و تو رو کم ببینم . اخه اینا (مدرسه رو می گم ) نمی فهمن که من جونم به علی جونم بنده .

فکر کنم اخرش تو باید بیای خونه ی ما منم بشینم پیش تو درس بخونم تو هم جزوه هات رو بیاری درس بخونی .

راستی تو الان عروسی هستی . خدا کنه بهت خوش بگذره جیگر من . به تو خوش بگذره انگار که به من خوش گذشته .

تنها چیزی که مهمه اینه که فردا علی جون من بعد از دانشگاه میاد خونه ما تا پیش من باشه که خودشم خوب می دونه عاشقشم . می میرم براش و همه زندگیمه .

جوجویی می بینمت فردا .

           

              دوست دارم .

                                               ختم کلام

 

 ====> این واسه این لپت

 ====> این واسه اون لپت

 ====> اینم واسه اون لبای نازت

 

                     

نوشته شده توسط نانا در شنبه یکم دی 1386 ساعت 20:23 | لينک ثابت |

I MISS YOU

سلام . خوبی زندگی من ؟

علی جونم دلم برات انقدر تنگ شده که دلم می خواد همین الان بیام بغلت کنم و محکم بوست کنم

شیطون کوچولو تو چی کار کردی با این دل من که همش بهونت می گیره؟ یه لحظه هم آروم نمی شه .

دوست دارم همیشه کنارت باشم . امروز به هر چی درس و مدرسست فحش میدادم . بابا من به کی بگم من دلم علی می خواد . دوست دارم جمعه برم پیش علی جونم نه این که بشینم فیزیک و شیمی بخونم .

علــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ....

دوست دارم دیووووووووووووووووووووووووووونه

جوجویی یادت نره همه ی زندگی منیا .

هــــــــــــــــــــــــــی روزگار ... نمی تونم که واقعا" بیام پیشت بازم باید مثل همیشه تو خیالم بغلت کنم و لحظه شماری کنم واسه دوشنبه . دلم می خواد همیشه پیشم باشی نه فقط یکی دو روز تو هفته . دست خودم نیست اخه خوب چی کار کنم. ببینم تو هم این حس رو داری ؟(راست بگیا)

 

            دوست دارم .

                                    ختم کلام

 

 ====> این واسه این لپت

 ====> این واسه اون لپت

 ====> اینم واسه اون لبای نازت

نوشته شده توسط نانا در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 0:8 | لينک ثابت |

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

سلام علی جونم .

گل من تعجب نکن . من همیشه باهات راحت بودم و هستم . حرفام رو هم همیشه می تونم مستقیما" به خودت بگم . ولی نمی دونم چرا یهو دلم خواست بعضی از این حرف هارو ثبت کنم . می خوام یادگار بمونه . حیف این خاطره های قشنگ من و توئه که ثبت نشن . عزیزم من این جا اصلا برام نظراتی که ممکنه بعدا" بقیه بدن مهم نیست . اگرهم نظرهارو باز میذارم واسه اینه که شاید تو یه موقعی بخوای اینجا چیزی بگی .

بهترینم , زندگی من , من اینجا فقط و فقط از تو و برای تو می نویسم . از مهربونی هات , از دلسوزی هات , از خندیدن ها و شادی هات و حتی از غم ها و عصبانیت ها و دلخوری هات (البته امیدوارم هیچ وقت در مورد این مسائل اخر چیزی ننویسم چون همیشه همه ی تلاشم این که تو رو از خودم نرنجونم )

می خوام داد بزنم , دوست دارم همه ی دنیا بدونن , اهای ادما همتون بدونین . این پسره همه ی زندگی منه . این گل پسر عشق و وجود و هستی منه . من براش حاضرم جون بدم . یه تار موی اونو به کل دنیا با شادی ها و غم هاش نمی دم .

جوجو جونم . خودت بهتر از هر کسی می دونی که واست می میرم . برای خودت و خنده هات و بوسه هات و بغلت دلم ضعف می ره .

 

                                    دوست دارم .

                                                            ختم کلام

 ====> این واسه این لپت

 ====> این واسه اون لپت

====> اینم واسه اون لبای نازت

 


                                  

  (روز ولنتاین یادته ؟  ابنباته تقریبا شبیه همین بود . یادته گفتی من اصل رو از بدل خوب تشخیص می دم ؟)

اون روز فقط خندیدم ولی الان کشته مرده ی اصلشم

نوشته شده توسط نانا در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 0:54 | لينک ثابت |

کلام اول
 

 

             دوست دارم

 

                                                                                        

نوشته شده توسط نانا در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 1:15 | لينک ثابت |